در فصل رویش جوانه ها
سر مست از عطر شکوفه ها
برای باغ سبز دلتان
آرزوی شکفتن گلهای عشق و امید را دارم![]()
![]()
![]()

شاید ان روز که سهراب نوشت
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینطور نوشت:
هر گلی باشی
چه گل شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی اجبار است
اجبار
اجبار....![]()
دلم در سینه احساس غریبی می کند
بهانه می گیرد
تورامی خواهد
تو نیستی و به جز خوشبختی همه چیز اینجاست!!!!
می نویسم...........................
امشب نیز چون تمام ستاره ها
دلم هوایت را کرده است.![]()
![]()
![]()
بدون هیچ احساسی
بدون اینکه کسی را دوست داشته باشی و دوستت داشته باشند
بگذار خانه ی عشقت خالی از وجود دیگری باشد زیرا
اگر کسی در ان لانه کند به پیرایه های ان نیز رحم نخواهد کرد .
سعی کن هرگز معنی آتشین عشق را درک نکنی
هرگز مفهوم خاکستریش را ندانی
اما اگر
کسی را دوست داشتی با او زندگی کن تنها برای او قدم بردار و
به او بگو که دوستش داری
این یک تجربه نیست ..........
بلکه یک واقعیت است ![]()
چرا که عاشقی یک احساس است ولی دوست داشتن یک حقیقت است![]()
![]()
![]()
ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شبهاي پيوسته، آشوبي، لرزهاي، تكان و تپشي كه همه چيز را بر ميشود و همه خوابها را برميآشوبد و نيمه سقفها را فرو ميريزد. انقلابي در عمق جانها و جوششي در قلب وجدانهاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار! نشانههايي از يك «توليد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زاينده يك نجات! همه جا ناگهان، «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر، پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسانها، همه اسكلت شدهاند، فرود آمدهاند.
برداشت از سایت دکتر علی شریعتی

