تبليغاتX
آبان

آبان

لحظه ها خاطره اند زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست........
تبریک سال نو
تقدیم به همه دوستای خوبم که به وبلاگ من سر میزنن

در فصل رویش جوانه ها

سر مست از عطر شکوفه ها

برای باغ سبز دلتان

آرزوی شکفتن گلهای عشق و امید را دارم

+نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26ساعت10:45 قبل از ظهرتوسط سمیرا |
2 تا عکس قشنگ....

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/23ساعت0:35 قبل از ظهرتوسط سمیرا |
اجبار

شاید ان روز که سهراب نوشت

تا شقایق هست زندگی باید کرد

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینطور نوشت:

هر گلی باشی

چه گل  شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی اجبار است

اجبار           

اجبار....

+نوشته شده در یکشنبه 1386/12/19ساعت6:16 بعد از ظهرتوسط سمیرا |
بهانه

دلم در سینه احساس غریبی می کند

بهانه می گیرد

تورامی خواهد

تو نیستی و به جز خوشبختی همه چیز اینجاست!!!!

می نویسم...........................

امشب نیز چون تمام ستاره ها

دلم هوایت را کرده است.

  

+نوشته شده در شنبه 1386/12/11ساعت11:54 بعد از ظهرتوسط سمیرا |
یک نصیحت
سعی کن همیشه تنها باشی زیرا تنها به دنیا امدی و تنها از دنیا می روی

بدون هیچ احساسی

بدون اینکه کسی را دوست داشته باشی و دوستت داشته باشند

بگذار خانه ی عشقت خالی از وجود دیگری باشد زیرا

اگر کسی در ان لانه کند به پیرایه های ان نیز رحم نخواهد کرد .

سعی کن هرگز معنی آتشین عشق را درک نکنی

هرگز مفهوم خاکستریش را ندانی

اما اگر

کسی را دوست داشتی با او زندگی کن تنها برای او قدم بردار و

به او بگو که دوستش  داری

این یک تجربه نیست ..........

بلکه یک واقعیت است

چرا که عاشقی یک احساس است ولی دوست داشتن یک حقیقت است

 

+نوشته شده در دوشنبه 1386/12/06ساعت10:42 بعد از ظهرتوسط سمیرا |
تاريخ قبرستاني است طولاني و تاريك، ساكت و غمناك، قرن‌ها از پس قرن‌ها هم تهي و هم سرد، مرگبار و سياه و نسل‌ها در پي نسل‌ها، همه تكراري و همه تقليدي، و زندگي‌ها، انديشه‌ها و آرمان‌ها همه سنتي و موروثي، فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شب‌هاي پيوسته، آشوبي، لرزه‌اي، تكان و تپشي كه همه چيز را بر مي‌شود و همه خواب‌ها را برمي‌آشوبد و نيمه سقف‌ها را فرو مي‌ريزد. انقلابي در عمق جان‌ها و جوششي در قلب وجدان‌هاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار! نشانه‌هايي از يك «توليد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زاينده يك نجات! همه جا ناگهان، «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر، پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسان‌ها، همه اسكلت شده‌اند، فرود آمده‌اند.

برداشت از سایت دکتر علی شریعتی

+نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت3:32 بعد از ظهرتوسط سمیرا |