برفهای تازه رد پاهای کهنه را در اغوش گرفتند
گوزنی دوید
و سپس گرگهایی چند با نفسهای پی در پی در بینی ها
برف را پیمودند
از این همه تاخت و تاز تنها لکه های سرخی بر جای ماند
برف های تازه
رد پاهای کهنه را پیمودند
خورشید خوردک خوردک شتاب گرفت
اینک نه گوزنی دوید و نه گرگ هایی دریدند
تنها تصویر گنگی از دویدن و دریدن در عبور از برف سنگین زمستانی
بر خاطر درخت پیر بر جای ماند .........
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۶/۱۱/۱۹ ساعت ۱۱:۴۳ ب.ظ توسط سمیرا
|