برفهای تازه رد پاهای کهنه را در اغوش گرفتند

                        گوزنی دوید

و سپس گرگهایی چند با نفسهای پی در پی در بینی ها

برف را پیمودند

از این همه تاخت و تاز    تنها لکه های سرخی بر جای ماند

برف های تازه

رد پاهای کهنه را پیمودند

خورشید خوردک خوردک شتاب گرفت

اینک نه گوزنی دوید و نه گرگ هایی دریدند

تنها تصویر گنگی از دویدن و دریدن در عبور از برف سنگین زمستانی

                          بر خاطر درخت پیر بر جای ماند .........